مركز اس ام اس وجملات عاشقانه در ايران

به ديگر وبلاگ ما هم سر بزنيدHamid-gatinezhad.loxblog.com

مركز اس ام اس وجملات عاشقانه در ايران

[ دو شنبه 25 ارديبهشت 1398, ] [ ] [ پسري از جنس احساس ]

تا آخر جلسه بايد بشيني ....
خــــدايا ....
بيخيال شو
بيا برگه منو بگير ... !!!



خــدا جـونـــم
يــه بـــار reset کـن لطفـــا ؛
زنـدگــيِ خيليــــا هَنـــگ کـــرده ...



"حـــوا " ي ِ ديگــــري نميشــوم ...
کـــــه به "هوا" ي ِ ديگـــري بروَد . . .



كـاش آدمـا
مثل ِ فـايل هاي ‌تو اينـترنـت بودن!
هـركـي رو خـوشت مي اومد
ميتـونستـي دانلود كـني واسـه خودت



من فکر ميکردم کسي بين ما دو تا هست...
اما تا به خودم آمدم ديدم من بين شما دونفر هستم...
چه تفاوتي بين فکرم و حقيقتم بود...



ما بچه بوديم يه بازي بيخود بود به نام :
«همه ساکت بودند ناگهان خري گفت»
صد برابر پلي استيشن 3 لذت داشت !
خاک بر سر اين حاکمان که از قديم مارا ابله بار آوردند



عزيزم چه زيبـا اجرا ميکنـي
خط به خط تمام گفتـــه هايم را
خواســـته هايم را
امــــا
براي ديگري!



راه که ميــروي هيـز ميکُنــد چشم هايم را
رقص اندامت .. لامــصبـــ
آرامتــر قدم بــردار ... دل است
هــوس ميکنـد آغـوشت را ...



نمـي دانم چه رســمي ست
هميشه دلـــم را آنکس مي شکــند
که من هيـــچ گاه حاضر به شکستن دلـش نشــده ام



روزگــار عجيبي شــده...
حتي وقتي ميخـنديـم
منظـورمـان چيـزه ديگـريست ...!!



بـبيـن ...
بـبيـن ايـن پـاکتِ ســيگارم را ،
نــه تــرک ميشود و نــه تـــرکـم مـي کــند ...
کـامش را کـه روي کـامـم مــيگذارد ،
جـــانش را مي دهد ...
تو حتي معاشقــه را قد اين سيگار هم بلد نيستي . .



دست هايت گشوده
به لهجه ي «بيا»!
من اما ؛
ديريست پاهايم را
به پيشوازت
سر بريده ام



نقاش خوبي نبود
اما راهش را
خوب کشيد و …
رفت.



تنهايـي يعنــي ...
اون کنار يکــي ديگه غرق شادي باشه
تو شب و روزت بشه فکر اون ...
اون همــه روزهاي خوب يادش بره
تو به ياد اون روزها زنده باشـي
اون اصلا فراموشــت کنه
... اما تو هــنوز
عاشــقي!
ولي تنــهايي!!!!!
اين است پاداش آن همه خوبي ؟؟؟



چه تلخ است،
ياد آوري سر اغاز عشقي که گمان ميرفت جاودانه باشد...!



در عمق دلـم آرزويـي اسـت ..
آرزويـي زيـبـا..
امـا ...
حـيف ..
کسـي نـيـست تا درکـش کـند



تــو هم شده‌ اي انقلاب زندگــي من......
حالا هــر آنچه در زندگي من است تاريـخ‌ دار شـده .....
قبل از "تـــو".... بعد از "تـــو"



مــُـرغ عـشــق ؛ فَخــر نَفروش ...
معشــوق تـو هم بـه لُطفِ قفس است کـه
وَفـــادار مـــانده ...!!!



دل مثل چسب مي ماند !
چند بار که بکني ،
ديگر "نمي چسبد"..!



تـابـستـان کـه مـي شــود دلم شـور مـي زنـد
نـکـند طـعـم گـيـلاس هــاي بـازار مـرا از خـاطرت ببـرد . . .



چيزي شبيه معجزه است وقتي هـر شـب به خـير مـيگذرد
بـي آنـکه کـسـي بـه تـو بـگـويـد شـب بـخـيـر . . .



خيانت قشنگي بود
تهيه کننده : دوست خودم
کارگردان : عشقم



مي شـــود همچون عروسکهاي کوکـي
با تنـي انباشته از کاه
بي سبب فريــاد زد : آه !!
من چقــدر خوشبختم ...



هيـــچ حسي قشنگ تـــر از اين نيست
كه در خـلـوتت
يــاد يه دوسـت تــو رو غـــرق خودش کنه



خــاطره اي کـه بعضـي آهنــگا....
بعضـي جاهــا...
بعضـي بـوهــا....
بـرا آدم يــادآوري مي کنــه
مغــز آدمـو ميپاشــه بــه ديـــوار!‏



مسئله هاتو
بده برات حل کنم
خودتو درگير نکن..



حــرف ِ تــو که ميشــود
مــن
چقـدر ناشيانه
ادعــاي بي تفاوتـي ميکــنم !



مراقب شمعداني هايت باش
بهـــــار
فصل عاشقي هاي بي ملاحظه است !!!



گروه خونـــــي ام "تـــــو" ي



هي فلاني!!!
من نه عاشقم
نه شکست خورده ي عشق
فقط مينويسم از او که درخيالم اتراق کرده
ميفهمي منظورم را؟؟؟



ساعت ها از لحظه آخره با هم بودنمون گذشته
اما من انگار تو اون لحظه متوقف شدم...



جنسيت جنينم را سونوگرافي مشخص کرد
جنين من از جنس غم است
من غم باردارم!



بهـتر از جمله
دوســتـت دارم
جملــه بهـت اعـتماد دارمـه
هر كســـي ميتـونه هـر كـي رو دوسـت داشـته باشـه
ولي به هـر كسي نـميشـه اعتمـاد كــــرد.....!
... به سلامتي اونائي که بهشون اعتماد داريم



نه حرفي براي گفتن ...
نه اميدي براي ماندن ...
نه پايي براي رفتن ...
نه تمايلي براي دوباره ساختن ...
تو از اول هم هيچ نداشتي!



دلم برايت تنگ نشده ... اصلا
دوست ندارم ببينمت ... هيچ وقت
خاطراتمان تکرار نمي شود ديگر ... هرگز
.
.
.
اما با تمام وجود دوستت دارم ... هميشه!



گاه بايد پاي کامپيوترت نباشي، گوگل و ياهو و فلان را بي‌خيال شوي
با خانواده ات دور هم بنشينيد، يا گوش به درد دل رفيقت بدهي
و ببيني زندگي فقط همين صفحه نمايش و فضاي مجازي نيست ...



به من گفت برو گورِت رو گم کن …
و حالا هر روز با گريه به دنبال قبر من مي گردد !!!
کاش آرام پيش خودت و زير زباني مي گفتي :
“زبانم لال !”



ما "مـــرد" هستيم!
دستـانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!!!
صورتمان ته ريشى دارد!!!
جـــاىِ گريـــــه کردن به بالکن ميرويم و آب و هوائي عوض ميکنيم !!!
ما با همـان دستان پهن و زبر تو را نوازش ميکنيم !!!
دريايي از گرفتاري هم باشيم ،
ولي با همان صورت ناصاف و ناملايم تو را ميبوسيم ونوازشت ميکنيم . . .
تو آرام شوى!!!
آنقــــدر مارا نامــــرد نخوان !!!
آنقدر پول و ماشين و ثـــــروتمان را نسنج !!!
فقط به ما " دلت را بده " تا زمين و زمان را برايت بدوزيم !!!

مركز اس ام اس وجملات عاشقانه در ايران

[ پنج شنبه 4 خرداد 1391برچسب:سري74, ] [ ] [ پسري از جنس احساس ]

 

خــــدايـــــا ... 
تو که ميبيني من شاگرد خوبي نيستم .
تو که ميبيني من درسهام رو خوب پس نميدم..
تو که ميبيني من در تمام امتحانات تو مردود ميشوم ...
پس چــرا!!!
پس چرا ،پرونده رو نميذاري زير بغلم و از اينجا بيرونم نميکني.؟؟؟!!!



خــــــــدايا
دوستــامو
منــــــــو
يادتـــ
نره ها !



باتري ساعت اتاقم را در مي آورم!...
نـمي توانم...
شاهد ثانيه هايي باشم!...
كه بي تو مي گذرند!...



اين روزها
غمگين تر از آنم
که غم نبودنت را
به گريه بنشينم
باور کن گريه کفاف دلم را نمي دهد
براي مرگم کمي دعا کن



سيگار را بر لبانم ميگذارم
کامي از لبش ميگيرم
انقدر که لبانم کبود شوند
هيچ فکرش را ميکردي روزي آنقدر سيگار بکشم که لبانم کبود شوند؟



مدتهاست
چهره ات را در ذهنم نقاشي مي کنم
عاشقانه
کارم را خوب بلدم
هيــــــــس
بين خودمان باشد
بدجور سَرِ کشيدنِ چشمانت گير کرده ام !



اين روزهــــــا
معناي زندگي
نهفتــه است در لبخنـد پنهــان پرندگان
به انسانهـــايي که
" از آخرين تکه ي نانشــان هم نمي گذرند ... " !!!!



بي انصاف!
آرام تر ببوسَش...
حسودي اش مي شود!
دردَش مي آيد!
ردِ پايِ خاطرهايـــم بر رويِ لب هايَتـــــــ...!



خسته شدم از آدم هايي که مي گويند تو خيلي خوبي من لياقتت را ندارم...
بي لياقت هاي عزيز...
لااقل براي رفتنتان يه ريزه خلاقيت به خرج بدين يه چيز تازه بگين !!!



حالا که بود و نبودم واســـه اون فرقي نداره
اونو به خدا سپردم
تا نگه دوسم نداره
هميشه به ياد اونم گچه اون دوسم نداره
پس بذار اينو بدونه اين دلم به ياد اونه
اي خدا خودت گواهي که چطور دوسش مي داشتم
ولي اون منو نمي خواست چاره اي جز اين نداشتم ...



ايـن کـه وقـتـي دلـتـنـگـت مـي شـوَم
هـيـچ عـکـسـي از تـو نـدارَم
تـقـصـيـر دوربـيـن ِ عـکـّاسـي ِ لـعـنـتـيـسـت . .
کـه رو بـه روي نـگـاهـت
حتي جرأت ِ پـلک زدَن هـم نـدارَد . .



خيلي دوستت دارم
اما نمي دونم "خيلي "رو چه جوري بنويسم
که خيلــــــــــــــــــــــي خونده بشه ؟!!!؟



اينها تمام احساسم به توست ....
که بر روي کاغذها آوار مي شوند !
اما افسوس که
" تو " عاشق نمي شوي.



نمي دانم چه حسي هست اين عاشقي؟
وقتي مي نشينم ، وقتي راه مي روم ، وقتي مي خوابم دوستت دارم ....
وقتي صدايي مي آيد دوستت دارم ...
وقتي سکوت است دوستت دارم ...
چه مي کني با مــــــن
که چنين راحت هميشگي شـــــــــده اي؟؟



تو "
تنها يكي ست و آن هم تويي ...
من ديگران را
" شما " خطاب مي كنم ...



آدمهايـــي هم هـسـتند
که دلتنگ شان ميشــوي..
دلت ميخواهد
تـوي ســــطر ســطرِ نـوشــته هايت بـاشــند..
حتـي کـــمرنگــ!
حتــي کــــوتـاه...



قند لبانت؛
نمک گيرم کرد!
نميدانم فشارم بالاست يا قندم!



رختخــوابـم کـه هميشــه از تـو خاليـست
بگــذار لااقـــل ميــان ايـن کلمــات،
کنــــارتــ دراز بکشــم!



خـوبِ مـن
کـاش از ايـن فاصلــه حس مـي کـردي ،
لحظــه هايم همـه از غِيبـت تو دلـگيرنـد !



هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...
مي آيند....
مي مانند....
عادت مي دهند....
ومي روند.
وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني
راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟
مثل همه فلاني ها....؟



باز وحشيانه عاشقم و چه وحشيانه مي خواهمت، مگر اهليم نکرده بودي !



يك داد و ستد
كالا به كالا
مسخره است!!!
جسمم را ندادم،
روحم را پَس زد....



دوره اي شده كه حاضرم جاي"پت" باشم
ولي يه دوست واقعي مثل"مت" داشته باشم !



درد دل هايت را
به هيــچ کس نگــو...
چون يـــاد مي گيرند..
چه طور درد به دلـــت بياورند!!!



بعضي زخمها هست ..
که هر روز صبح ، بايد روشونُ باز کني ، نمک بپاشي !
تا يادت نره ..
ديگه سراغ ِ بعضي آدما نبــــــــايد رفت !!



"خريت"
به ترتيب مخفف حروف اول اين مراحله:
"خيانت ديدن"
"رهاش نکردن"
"يار و ياورش بودن"
و در نهايت
"تنها موندن" !



چشمانم نه از دروغ...از ناخن جويدن ميسوزد



ديگر نه شراب ها مست مي کنند نه سيگارها نعشه !!
ولشان کن
دارند به طعم لب هات حسودي مي کنند...!



من بـاردارم !
بايد زودتر از اينهـا مي گفتـم
همـان بوســه
- کــه نـکـردي -
کار ِ خـودش را کـرد !
بـارت را ، داغت را ..
در دلـم گذاشـت !
پـاي ِ بـودن ؛ نـبـودي !
چه انتظار ِ مـحالـي ..
وقتي پـاي ِ بـودن ِ خـودم گچي ست !
اشـکالي نـدارد !
تـا هميشـه مي فـهمم ..
بـارت را ، داغت را .. خـودم بـزرگــــ مي کنـم !



اين همه نيمکتِ دو نفره را ...
بيهوده در پارک ها چيده اند ...!
تو که جائي غير از « آغوشِ من »
نمي نشيني ...!
نه ....؟!!



لعنتي هـَرچــه داشتــَم رو کـَردَم !
امــا تــو...
اســير نشــدي...
سيــر شــدي !



دنيـــا " گاهي " برايـم
يـک بستني ِ دَبل چاکلِت ميشود
تــلـــخ و
لـذت بـخش !



زنان قـــــــوي دردهاي خود را مانند کفشهاي پاشنه بلند ميپوشند !
مهــم نيست چقـــــدر اذيت مي شوند
شما فقــــــط زيبايي آنها را مي توانيد بينيد....



چه حس خوبيه بغض خفت کنه اما نتوني گريه کني
چه حس خوبيه درد بکشي اما آخ نگي.
چه حس خوبيه از دلتنگي جون بدي اما نتوني ببينيش.
چه حس خوبيه گوشه اتاق بشينيو و تا صبح به عکسش نگاه کني تا شايد خوابشو ببيني
چه حس خوبيه به خدا التماس کني که بذاره يه امشب اون تو خوابت بياد
و به اين اميد چشاتو رو هم بذاري.
چه حس خوبيه هر رو صبح که بيدار ميشي عکسشو ببوسي
و بگي عزيزم مواظبه خودت باش من نفسم به تو بستس
چه حس خوبيه روزي صد دفه با عکسش حرف بزني درصورتي که اون صداتو نميشنوه..



خدا را دوست دارم...
حافظ را هم...
ولي
خداحافظ را نه....!

مركز اس ام اس وجملات عاشقانه در ايران

[ دو شنبه 1 خرداد 1391برچسب:سري73, ] [ ] [ پسري از جنس احساس ]

امـروز يکـي از آن روزهـاي صورتـي بـود !
از آن روزهـايي کـه وقـتي صـدا ميزنـم : " خدايـــــا !؟ "
مي شـنوم : " جـانــم ! "
خـدايـــا خــوشـحالم کـه هنـوز از مـن نـااميـد نشـده اي



خدايا ؛
چسبِ زخم داري ؟!
دلم بدجوري شکسته ، داره خون مياد



حوّا که بغض کُند،
حتّي خدا هم اگر سيب بياورد،
چيزي بجز آغوش آدم آرامش نميکند



موقع Delete فولدر خاطراتت
ذهنم error مي دهد،
گمانم يکي از فايلها در حال اجراست . . . !



گفتم حتما خِيري .....
اِستخاره ات نکردم !!



عزيزم اگه خيانت ميكني جلو چشمم و چيزي نميگم
دليلش اين نيست فكر كني خيلي شاخي و ميخوام باهات بمونم ...
تــو مثل "آدامس PK" جاي بقيه پولــم هستي



حتــــي
کفش هم اگه تنگ باشه . . .
زخــــم مـي کنه
واي به حال وقتي که
دل تنــــــگ بــاشــه . . .



بين لک رژ لب روي يَقه
تا لک سياه ريمل روي شونه
يه دنيا حرفه !
يه دنيا فاصله !
شايدم يه خداحافظي که يکي ميميره و اون يکي ميخنده ...



سقط کردم فرزنــد ِ مشــروعِ عشقــم را
از وحشت ِ ايـن مردمــان
که عقلشان در چشمشــان است
ميداني؟
عادت کرده انــد
زن ِآبستـن ِ عــشق را
هــَـــــرزه خطاب مـيکنــند !



سهراب
قايق ديگر جوابگو نيست ...... !!!
کشتي بايد ساخت .....
اينجا مثل من تنها زياد است ..... !!!



هميشه بزرگترين اشتباه و چشم انجام ميده
اما اين دله که تا آخر عمر تـــاوانشو پس ميده



به زخمهايم مي نگري … ؟!
درد ندارند ديـــــــگر …
روزي که رفتـــــــــي ،
مرگ تمام درد هايم را با خودش بـــــــــرد !
مرده ها درد نـــــــمي کشند … !
حرف آخرم اين اســـــــــت …
برنگرد ديـــــــــگر !!
زنده ام نــــکن … !



گفت:
بي من چه ميکشي؟
گفتم:
نفـــــــــس!!



خيابان نيست كه از هـَمان جايي كـه آمدي بـــِروي !
بــِفهم اين لامصـَب
اسـمَش احسـاس اسـت .



وقتي گريه ميکني ؛ همه ميگن ولش کن، بزار راحت باشه ....
اما وقتي ميخندي ؛ همه ميان ميگن چي شده !؟
بگو ما هم بخنديم ... !!!



طرف از کلاهش خرگوش در مياره، ما هنوز از قلبمون يه گوساله رو نتونستيم در بياريم



بــه بـــــودن هـــا ، ديـــر عـــادت کن... !
و بــه نبــودن هـا ، زود ...!
آدم هــا ، نـبودن را بهـتر بلـدنـــد !!



انگار خـــــــدا در " صدايت " کدئين تزريق کرده . . .!!
با من که حرف ميزني دردهايم را تسکين ميدهي



بعضيا تو زندگيت نقش ديوار و بازي ميکنن
نه دوست داري خرابشون کني ؛
نه ميتوني بهشون تکيه بدي...!!!!!



شايد ميان اين همه نامردي
بايد شيــــــطان را بِســـتاييم
كـــــه دروغ نگـفت
جــــهنم را به جـــــان خريد
اما تــــظاهر به دوست داشتن آدم نكرد



يکي بيايد
دست اين خاطره ها را بگيرد
ببرد گردش ..
کلافه کرده اند مرا،
بس که نق مي زنند به جانم ...



هر بار که ضربه خوردم کوتاه اومدم
با خودم گفتم
گذشته ها ، گذشته
من ببخشم ، اون شرمنده ميشه
نفهميدم که اينطوري
ضربه ي بعدي رو محکمـــــــــــــــ ترميزني !!!



همه تون تنهايين
همراه اول دروغ ميگه !
ايرانسل



تـَمـامِ
دلــتنگي هايـَم را جَمع کـَرده ام ...
زير ِ بَغــل زده ام
و مُـنتظــــــــرم ...
تــــو بيــــايي...



خوب يا بدشو نميدونم
ولـــي مــــن ايــنـم
حداقلــِـش اينِ که " صــادقــانـــه " خودم هستم
براي رضايِ کسي " فـــيـــلــم بــازي " نمي کنم .



گاهـــي دلــت فقـــط ســـنگيني
نگاهــــــش را مي خـــواهـــد !
و اينكه تـــو بــداني
نگاهــت مــي کـُـند !
و بــه روي خــــودت نياوري



گاهي وقتا به جاي خاموشي در جواب ابلهان ، بايد يه مشت بخوابوني زير چشمش!
چون آدمي که ابله باشه ، معني اون سکوت رو هم نميفهمه....



ميدانستـَـــــــــم رويـا بود ...
مــَــن و تـــــُــــو !؟
بَعـــــــيد بـود آن هَمه خـوشبختي !!
حَتــي در تَــــــصـور ِخُـدا هـم نبود !
حَق داشتــــ که بـرآورده نکرد !
دُعـاهــــاي من گُــناه بـودند !!



ميگن يه نخ سيگار آدمُ آروم ميکنه،
من موندم هيچكدوم از دوستايِ من قدِ يه نخ سيگارم نيستن.



قيـــافـه ام تـابلـو شده بود!
گفتي: چي ميكشي؟!!!
گفتم: زجــــــــر!
گفتي: نه يعني چي مصرف ميكني ؟
گفتم: زنـــــدگـي...!



آنقدر پيش اين و آن
از خوبــــــــي هايش گفتم
که وقتي سراغش را مي گيرند
شرم دارم بگويم
تنهايــــــــم گذاشت



هميشه از مگس بدم مي اومد
يعني چندشم ميشه ازش
ولي مگس يه درس بزرگ بهم داد
اينکه اگه زياد دور کسي بگردي
آخرش مي زنه تو سرت
و اين...
يه واقعيته تلخه ...!!



داشتم از دَرد به خود مي پيچيدم....
همسايه ها گفتند: چقدر قشنگ قـِـــر مي دهي !!
و سالهاست .......
رقاص پُردردِ خيابانهايم !



خيلي سخته اون لحظه اي که يکي به اشتباه بزرگي که در قبال تو کرده اعتراف مي کنه!
اشتباهي به بزرگي تباه شدن زندگيت . . .!
و تو فقط بغض مي کني . . .
و اين سوال رو لبات يخ مي زنه
چرا؟!؟



آهـاي با تـوام...
لعنتي...
آره با خـودخودت...
تويي که اين روزها من برات شدم شـــما!!!
خواسـتم بگـم: هـنوزم همـه پيک هامو ميـزنم فقط بسـلامتـيه : تـــــو



ايــن روزهــا
شبيــه جـُــودي ابـــوت شـده ام...
بــراي بـابـا لنـگ درازي مـي نـويسـم کــه
ايـن روزهــا ديگـر خــودم هــم نميشنــاسمـش...!



عزيزم ....!
از اسب زورو که کمتر نيستي !
بدبخت با يه سوت هرجا بود ظاهر مي شد !
چقدر برات جمله بنويسم... ؟

مركز اس ام اس وجملات عاشقانه در ايران

[ پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391برچسب:سري72, ] [ ] [ پسري از جنس احساس ]


خدايــــــا
ميشه اون لحظه ي آخر که واسه همه هست (مرگ)
واسه ما پارتي بازي کني !!!!!!!!!!!

 

خـــدا حالا که فقط منمو تو و سمفوني باران ، چرا صـــدايـــم نمي زني؟
به پاکي باران که شکـــي نيست؛
نکند خودم نا محـــرمم...؟

 

عاشق هم شدي
مثل زليخـــا سمج باش
آنقدر رسوا بازي دربياور
تا خدا خودش پا درمياني کند...!!!

 

آي سـهراب
کجـايي که ببيني
عشق، ديگـر صداي فاصـله ها نيستــــ
صدايِ فنــرِ تخت است

 

وقتي که اَعصابِت خورده
ولي عشقت مياد دستِت رو آروم مي گيره و فِشارش ميــده
و تو اينقَدر آروم مي شي
که اگه صد سال بقيه مي نِشستنَد
وَ باهاتــ حَرف مي زدن آرامِش نمي گرفتي

 

من غــرورم را به راحتـــي به دست نيـــاوردم
کـه هر وقت دلـت خواست خـــردش کني
غــــرور من اگر بشکـنــــد
با تـکــه هــايـش
شاهــــرگ زنــدگــي تــو را نيز خواهـــد زد

 

بعَـــضيا تو زندگيه آدم
نقش هَله هولَ رو بازي ميکنن
ظاهِرشون قشنگـهُ بامَزن
ولي جلـوي رُشدمونُ ميگيرَن . . . !

 

يه رابطه از اونجايي خراب ميشه که...
تو ناراحتش کني و ....
يکي ديگه آرومش...

 

گوشه ي راستم بنويس
"زنده"
پخش مستقيم
از کجايش مهم نيست ،
بنويس زنده است
هر چند دلش گرفته باشـــد!!

 

بزرگترين خطايت اين بود
که ...
فکر مي کردي
من
براي هميشه
صبــــورم ...

 

براي دل من
هميشه تــــو خواهــي ماند...
حتي اگر ..............
مخاطب تمام اين نوشته هايم او شونــــد.

 


ميان اين همه
نوشته هاي مجازي
دلم براي
طعم يک سطر
دست خط واقعي
تنگ شده ست!!!

 

بيـــــزارم از افرادي که
صداي عــــرعــــرِ خود را نمي شنوند؛
درحاليکه گوش هاي تو را دراز مي بينند ...!

 

شايد
سرنوشت ما
خوابيدن کنار واژه‌هايي‌ست
که دوستشان نداريم!!!

 

خيلي سخته که عشقت رو با کــَس ديگه اي ببيني......
بعد بهش اس ام اس بدي کجايي...؟!!
بـگــه تـــو قـلبـتـــم . . . !

 

از اين به بعد هر کي بهت گفت دوست دارم
برو بغلش کن.....
تو چشماش نگاه کن.....
آروم سرتو بذار رو شونه ش....
و يواش در گوشش بگو: خب بسه ديگه خيلي خنديديم

 

يه آدمايي هستن نه ميشه درکشون کرد نه ميشه ردشون کرد همينطوري تو زندگيتن....
زل ميزنن به آرامشت!!

 

نـمـک بــر زَخمـم نَپـاش
يادَت باشَـــــــــد
اين نَـمـک هــارا از سـَــرِ سُــفره ي دِلِ مَـــن بَـــرداشتي.

 

گفتم چَشم
و هر چه بلاي ِ نبودن بود
به چشمانم كشيدم
مي دانم
آنقدر ، كه نگران ِ سپردنم به باد بودي
يادت رفت ، بگويي بي بلا ....

 

وقتي تو نيستي ،
نِگاهم حوصلـه نميـکند
پايَش را از چشمَم بيرون بُگذارد. . . !
زودتر برگــرد

 

گفتند که بي ريا بايد زيست!
آيينه شدم،
باز
شکستند مرا...

 

حالا که فرقي نمي کند کنارت ايستاده باشم يا نه!؟
بگذار همه چيز را از وسط قيچي کنم
تا تو...
در نيمي باشي
و من ...
در نيمي ديگر
راستي ...
با دستي که روي شانه ات جا گذاشته ام چه مي کني؟!...

 

تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هايـم را
بـه زحمـت کـنـار هـم مـي چـيـنم
فـرمـول وار ؛
مـرتـب و بـي نـقـص …
و تــو
بـا يـک اشـاره
هـمـه چـيـز را
در هـم مي ريــزي …

 


از همان ابتدا دروغ گفتند!
مگر نگفتند كه مــن و تــو ، مــا مي شويم؟!
پس چرا حالا مــن اين قدر تنهاست!
از كي تــو اينقدر سنگ دل شد؟!...
اصلا اين.... او... را كه بازي داد؟!...
كه آمد و تــو را با خود برد و شديد ما!
مي بيني
قصه ي عشقمان!
فاتحه ي دستور زبان را خوانده است...

 

خط زدن مـــن پـايــان من نيستــــ.....آغـــاز بي لياقتي توسـتــــ......!

 

دنياي عجيبي شده است !
براي دروغ هايمان خدا را قسم ميخوريم
و به حرف راست که ميرسيم مي شود جان تو ..!

 

نشسته ام
در کافه اي
بي تو
بي چاي
و بي لبخند!
تنها به اميد يک ميز دونفره
تا بيايي!!!!!!

 

کـوتـاه تــرين قصــه ي دنيـا
.
.
.
. . .رفــــــت

 

ما نسلي هستيم که
مهمترين حرف هاي زندگيمان را
نگفتيم
تايپ کرديم...!!

 

ميـداني،
گـاهي سـنگــدل تـريـن آدم دُنيـا هـم که بـاشي، يـک آن
يـاد کـسي روي قـفـسه سيـنه ات
ســنگــيني ميکــنــد
آنوقــت به طــور کـاملا غريزي،
نـفــس عميـقي ميکــِشي
تـا ســَنگ کـــوب نـَکـُني..!

 

يه چيزي که هيچ وقت فکرشُ نميکردم
که به اين زودي بهش برسم
اين بود که تو اين سن بشينمُ گاهي ناخودآگاه
نفسهاي عميق از ته دل بکشم...
واسه کشيدنشون حالا زود بود ...!!!! خـــــيــــلي زود

 

بزن به سلامتي حرفهاي دلت که به کسي نگفتي....
بزن به سلامتي اينکه کوه درد بودي ولي دم نزدي.....
بزن به سلامتي تنهايي هات ولي تنهايي رو دوست نداشتي...
بزن به سلامتي آرزوهايي که نتونستي لمسشون کني.....
بزن به سلامتي عشقي که طالعش به اسمت نبود ولي هنوزهم دوسش داري....
بزن به سلامتي شبهايي که تو تنهاييهات گريه کردي ولي نميدونستي براي چي....
بزن به سلامتي دوست و آدمهايي که از پشت خنجر زدن...
هنوز مست نشدم نگاه مي کنم به انتهاي شيشه و آخرين پيکم
ولي هنوز حرف دارم

 

هوسه قهوه کردم
هوسه ديدنش
هوسه شنيدنه صداي خنده هاش
هوسه بوي تنش
هوس کردم عين قبل بغلم کنه
هوسه بوسيدنش
هوسه گذاشتن سرم رو شونه هاي مردونش
ديوونه دلم برات تنگ شده.....ميفهمي؟
چطوري طاقت بيارم بي انصاف؟
دلم ميخواد تمام دلتنگيامو بالا بيارم
نه گريه نميکنم..........
من بهت قول دادم گريه نکنم
  آرومم......

مركز اس ام اس وجملات عاشقانه در ايران

[ دو شنبه 25 ارديبهشت 1391برچسب:سری 71, ] [ ] [ پسري از جنس احساس ]

خــُداي من...اگـر بـِشکـند اين بُغـضِ گِـره خـورده.
نَــه عَرش و نَـه فَرش
هيچ يک را نمي خواهـــم
تَنـــــــها گرمي ِ نــگاهَت را مي خواهـم
کـه بپـــــوشانَد سَـــردي ِ دلم را ...



خــــــــــدايا
خواستم بگويم تــنهايم
اما...
نـــــــــــگاه خندانت، مرا شــرمگين کرد
چه کسي بــــــهتر از تو ...
ولي عجيب دلتنگم



امشب هوس سيب
خواب از چشمانم را ربوده
آي حوا . . . بيدار شو
دلم سيب سرخ گونه ات را مي خواهد



هـــي کـــافـــه چـــي!
دستـــور بــده
سيـــگــار بيـاورنــد
مشـــروب و پاســور هـــم...
و مـــردهـاي هــرز را دور ميــز مــن جمـع کــن! ...
بگــو بنــوازنــد........
شايـــد غيرتــي شـــد و بــرگشت!!



امشب دوباره غـرق در تـمنـاي ديـدنت
سـرمـه ي انـتظار بـه چــشـمـانـم مـي کـشـم



در زنـدگي زخمهـايـي هـسـت
کـه فـقـط يـه نـفـر خـاص بـايـد بـوسـش کـنـه تـا خـوب بـشـه....!



چه چيز ميماند فردا از تو برايم؟!
جز پرچين هاي خـــاطـــراتـت..
نــــگـــاه دل فريبت
و آن لـبـخــنـد زيبايت و انــتـظــار تلخ و شيرين بودنت
در کنارم



مي دوني آدما بين الف تا ي قرار دارند .
بعضي ها مثل "ب" برات مي ميرند،
مثل "د" دوستت دارند،
مثل "ع" عاشقت مي شوند،
مثل "م" منتظر مي مونند،
تا يک روز مثل "ي" يارت بشن....



تو سکوت ميکني و
فرياد زمانم را نمي شنوي !
يک روز !
من سکوت خواهم کرد و
تو آن روز
...براي اولين بار
مفهوم "دير شدن " را خواهي فهميد...



مـــن شهــرزاد قصــه هــاي خـــودم هستـــم
هــزار و يــک شــب اســت هــر چـه مـي بــافـم
همـه بـي درنـگ بـه قـامتـم انــدازه مـي بيننــد
هيـچ کـس امــا نمـي دانــد
راز ايـــن دل چيسـت !



هــي ...
يــــارو...
ســــاز نــــزن!
مـــن هنــــوزم ...
خــــوب ميـــرقصــــم ...
امــــا نـــه بــــا هــــر ســـازي ...



دلتنگــــــم
نـــه بـــراي کســــي
از بــــي کســـي
خستـــــه ام
نــــه از تکـــاپــــو
از در بــــه دري
نــــه دوستــــي
نــــه يــــادي
نــــه خــــاطــره ي شيــــرينــــي
تنهــــايـــم
تنهــــاتـــر از آن سنــــگ کنـــار جـــاده
امــــا مشتـاقــم
مشتــــاق ديــــدار آن کــــس کــــه
صــــادقــــانـــه يــــادم کنـــــد



صَف مي کشند دلتنگي هاي مَن ...
چو دانه هاي تسبيح ِ به نَخ کشيده شُده
چقدر بگردانَم دانه ها را
تا تو بيايي ؟؟



مدتهاست مجازي ميخنديم
مجازي شاديم
مجازي عاشق ميشيم
مجازي همديگه رو دلداري ميديم
امــــــا ...........
واقعي تنهاييم!
واقعي درد ميکشيم!
واقعي از عشقهاي مجازي لطمه ميبينيم ......!!!



حالا که رفتي..
کــــــاش تمام دوستت دارم ها رو...
آروم ميگفتم..
تا تمــــومِ دنيا...نفهمن منو يکــ دنيــــــا دور زدي..........
خجالت مي کشم....



ازهمون وقتي کــــــــه...
دلـــــــم رو بــــــردي...
ديـــگه دل تو دلــــــم نيسـت..!



چه قدر خوبه يه احساس...
يه جايي بلاخره تموم بشه!
تو تموم شدي
ديگه آزارم نميدي!!!



بودن هم بودن هاي قديم …!!
نه اينترنت بود، نه تلفن ...
فقط نگاه بود،
روبرو،
چشم در چشم ...
به همين خلوص،
به همين کيفيت،
به همين سادگـــــــــي!!!



وقـــت رفتنـــت ؛
مـــن را تهـــديــد نکــن
ابـــروهــايـــت را گــره نکــن
صـــدايـــت را هـــم بــالـــا نبـــر
حتـــي مشـــتت را هــــم بــه ســويــم نشــانـــه نـــرو
مُـــرده تـــر از آنـــم کـــه بخــواهـــي مـــن را بکُشـــي ...



کُل ِدنيا را هم کـه داشتـه باشــي
باز هم دلت ميخواهد
بعضــي وقتها فقط بعضــي وقتها
براي يـک لحظـه هم کـه شده
همـه ي ِدنياي ِيـک نفر باشــي



خيانت !!
همه را از پا در مي آورد
از خدا که قوي تر نيستيم ...
ببين
خيانت ِ شيطان با او چه کرده است
که اين طور بي خيال ِ دنيا شده است ...!!



هـمه در دنيـا کـسي را دارنــد،بــراي خودشــان..!
"خــُسـرو" و "شيـــرين"
"ليـلي" و "مـَجنــون"
"راميـن" و "ويـس"
"پيــرمــَرد" و "پيرزَن"
"تــو" و "اون" ...
"مــَن" و "تــَنهـآيي" !



دلت را هنـــگــامــي غم مـي گيــرد
که نــگــاهــت به دستـــانِ گـــره خورده ي
دو آدم،
خيـــره مـــي مـــاند!!!



خــوب کـه فــکر مـي‌کنــم
مـي‌بينـــم آن روزهـا هـم
هيـ ـچ چيـزمـان بــه هـم نمـي‌خــورد
درســت مثـل حـالا...
کـه هيــچ چيـزمـان بــه هـم نــمـي‌خــورَد
مــگر حـال‌مـان از هــم...!



وقت خداحافظيت
تنها
چشمانم بود که پشت سرت
آب ريخت!!!



قهوه اي تلخ بدون فال
نخي سيگار بدون آتيش
موسيقي بدون ترانه
شاعري بدون شعر
و من پشت ميزي دو نفره بدون تو...
فرقي بينمون نيست... همگي ما چيزي کم داريم!



بـــرايـــم دُعـــا کُـــن !
چـــشــمانِ تـــو گـُـل ِ آفتـــابـــگــرداننــد !
به هـــر کُـــجا که نگـــاه کـُـني ،خُـــدا آنـجــاســت !
هــزارمــين سيگارم را روشـــن مــي کــنم . . .
پـَـس چــرا ســکـته نمـي کُــنم ؟
نــمـي دانـــم . . .



تصـمـيم گـرغـتم تا ظـهر تـوي رخــتِ خــواب بمـانم .
شــايـد تـــا آن مــوقـع نصـف ِ آدم هــاي دنيــا بمـيرنـد
و مجـبور باشـم فقـط نصـف ِ ديگـرشـان را تحـمـل کــنم !
تمــام ِ حـرف ِ مـن همينــه . . . ميتـوني درکــم کُـني ؟ ؟



دستهاي من در دستت بود...
من از کجا ميفهميدم چشمهايت را که مي بندي
با ديگري هستي؟!!!



آفتاب لعنتي!
بتاب.
آدم برفيم را اينبار
از چوب ساخته ام...



اين روزها
اصلا حَواسِت به من نيست
ديگر خبري از من نمي گيري !
اما با اين حال دَرکت ميکنم
بـا او بودن
تمامِ وقتت را گرفته است ...!



چـقـــدر سخـــت اســت،
کـه لبــريــز بـاشي از " گـفـتــــن " ولــي .....
در هـيـــــچ ســويــت محـــرمـي نبـاشد



يه وقتايي لازم نيست
حرفي زده شه بين دو نفر
همين که دستت رو آروم بگيره
يه فشار کوچيک بده
اين يعني من هستم تا آخرش
همين کافيــــه !



ميخوام برم تو خودم
ميگه ويزا لطفا!
انگار
خيلي فاصله است
از من تا من...



خيلي وقته نخنديدم
رفيق !
مي ترسم لبهام ترک برداره



دلم تنگ است
مثل لباس سال هاي دبستانم
مثل سال هاي ماموريت هاي طولاني پدر
که نمي فهميدم
وقتي مي گويند کسي دور است
يعني چقدر دور است.



يه آدمايي هم هستن جدا از جنسيتشون .جدا از مجازي بودنشون.
جدا از زشت و خشکليشون ....پولدار بودن يا نبودنشون..
دوست داشتنين لامصبااااااا ...
نميدونم چرا؟؟



تمام "اَمَن يُجيب" هاي دلم را
گره زده ام به کلماتت
و روانه ي آسمان کرده ام؛
من مطمئنــم
خدا... تو را... براي دلم
نگه مي دارد...



يـِه خيابونايي
يـه عَطرايي
يـه آهنگايي
يـه تکيـِه کَلامايي
يـه لباسايي
يـه کارايي
يـه روزايي
يـه پارکايي
يـه فيلمايي
يـه عکسايي
يـِه...
اينا شايد هيچي نباشَـن
اما گاهي خيلي عَذاب آورن براي يـِه آدَمايي

مركز اس ام اس وجملات عاشقانه در ايران

[ پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:سري70, ] [ ] [ پسري از جنس احساس ]

خدايـا قيـــــامتت را بر پا کن
اگر تو خستــه نشده اي
ما عجيب خستــه ايم...



خدايا خودمونيم ...
انگار خاک کم آوردي يه سري آدما رو با لجن ماست مالي کردياااا .......!



نه ديگـه دستم به کيبُرد ميـره....!
نه قلبم از شورِ عشق تُند تُند ميزنه..
فقط و فقط...تمام دنيا يه منــو
يه سکوت مُبهَم گـرفتـه
که مُدام به يـادم مياره
منم تَنهاترين بانوي اين شهرم
هييسسسســــــــ



حافظه ام همه چيز را فراموش کرده ! . . .
هرچه سعي کردم با Recoveri بازگردانمـ خاطــراتم را نشد . . .
امّا . . .
توئي که در Recycle bin بودي . . .
تنــها تو
باز نمــايـان شدي . . . !



قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نميگنجم



زياد فرقي نکرده...
خودِخودشه
فقط اوني که داره باهاش قدم ميزنه
" من " نيستم ... !



بين خودمان باشد؛
هر بار که دلم هوايت را ميکند،
هر دم که دلتنگت ميشوم،
بي آنکه کسي بفهمد
کمد لباس ها را باز مي کنم
و پيراهني که بوي آخرين سيگارت را مي دهد
تا جاييکه نفس دارم
بو ميکنم..



ســال هاسـت کــه در پـي ِ جـــملــه اي دروغـين به دنبالت مراکشانـــده اي
ولـــــي هـر بار از گـفتنش طفـره رفـته اي
مگــــر يه "دوسـتـــت دارم " چـقـدر زحـمت دارد که از من دريــغش ميکنـي .



گاهي
نبايد ناز کشيد
نبايد آه کشيد
نبايد انتظار کشيد
نبايد درد کشيد
نبايد فرياد کشيد
فقط بايد دست کشيد...!



همه مي گن بخشش از بزرگتر هاست
من بخشيدم اما هيچکس نگفت
چقدر بزرگ شدي
همه گفتن بلد نبودي حق تو بگيري ! ..



اين روزها ...
هر نفس,
درد است که مي کشم
در نبودت...
اي کاش!
يا بودي.. يا اصلا نبودي..
اينکه هستي و کنارم نيستي
ديوانه ام ميکند...



ميخندم....
ديگر تب هم ندارم...
داغ هم نيستم...
ديگر به ياد تو هم نيستم....
سرد سرد شده ام....
کسي چه ميداند شايد دق کرده ام



کـاش مـي فـهـميـدي
قـهـر ميـکنم
تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگيـري
و بـلـنـدتـر بـگـويي:
بـمان...
نـه ايـنـکـه شـانـه بـالا بـيـنـدازي ؛
و آرام بـگويـى
هـر طور راحـتـى ... .......



رفتنت...
نبودنت...
نامرديت...
هيچکدوم نه اذيتم کرد نه واسم سوال شد.....
فقط يه بغض داره خفم ميکنه...
چه جوري نگات کرد که منو تنها گذاشتي؟:؟؟



باور کن...!
کار من نيست
کار دِل است...
" دِلم "
جايي ميان نفس هايت
گير کرده است...



اي گفتي..!
جدي جدي کاش..
گرچه کسي به من نميگه دوست دارم
ولي اين روزا
اگرم کسي بگه من ميگم برو سر اصل مطلب يا چي ميخواي يا فقط يه لبخند تلخ...



دقّـت کــردين ؟
وقتي بگي انتــقاد پـذيـرم ،
هـمه تمام ِ تلاششونو ميکنن
تا با انتــقادشـون بهـت ثــابـت کنن ؛
ظـرفيــتشو نــداري !!!



کــــــاش توي زندگي هم مثل فوتبال،وقتي زمين مي خورديُ از درد به خودت
مي پيچيدي...
داور ميومد از آدم مي پرسيد:ميتوني ادامه بدي...؟؟؟



ديــر کـــرده اي !!
عقــربــــه هــا گــير کـرده انــــد در گلــــوي ِ مـن
انگــــــار کــــه رد نمــيشـود ...
نه زمــــــان ! نه آبــــــ ِخـــــوش !!!



هميشــه يه جــور غــم عجـــيب تـوي دلمــون داريــم ...!
مخصــوصا بعد از لحظـــه هاي شـاد ...!
کـسي هــســت آغــوشــش را،
شــانـه هايــش را
بـه مـن قـرض بـدهــد !
تـا يـک دل ســيـر گـريـه کـنـم؟!
بـدون هـيـچ حـرف و سوال و جـواب و دلـداري و نـصـيـحــتي؟



با تمام کنار او بودن هايت کنار مي آيم
فقط محض رضاي خدا
حداقل دست از سر خوابهايم بردار...



دلم برايت تنگ شده !
مي خواهم آنقدر اشک بريزم
تا غبار فاصله از قلبم تميـــز شود .
ولي مي ترسم ...
" اردبيل " ، " ونيــــز" شود !!


به اين که راحت دروغ ميگي،عادت کردم!
ولي...دلم ميسوزه وقتي براي اثبات دروغت...
ميگي:
به جون توکه دوستت دارم...



بعضي وقتا..
آدما يه کاري ميکنن که ديگه نميتوني دوسشون داشته باشي..
ولي..
عجيب دلت واسه دوست داشتنشون تنگ ميشه.



اونايي که همش گير ميدن ميگن کجايي؟ با کي هستي؟چرا جوابمو همون موقع ندادي؟
عشقم شيطوني نکنيااااااااااا ....
در حالي خودشون استاد زير آبي رفتن هستن....



شـما يادتـون نـمـياد ،
اَمـا يـه زمـانـي منـم مـي خـنديـدم .. !



بعضي‌ از مردا رو ميبيني‌ فکر ميکني‌ چه بي‌ خـــياله و چه راحت مي‌خنــــده !!
و فقـــط يه مــــــرد مي‌تونه بفهمه که يه " مــــرد " در روز چند بار زير بار زندگـــي
ميشـــکنه !!
بسلامتي اون مـــردايي که کـــوه دردن ، دارن از بغض خفـــه ميشن ، ولي‌ باز توي
جمع ميگــن و ميــــخندن !!



بعضـــي چيــــز هـــا رو بـــايـــد بنــــويسـيم
نـــه بــــراي اينکــــه همــــه بخـــونـــن و بگــــن " عاليـــــه "
نـــــــه ...
فقط براي اينکه..........
بــــراي اينکــــه خفــــه نشــيــم هميــــن



تا حــالا شده عــاشق بشــي ولي دلــت نخــواد بــدونه؟؟؟؟
تا حــالا شده تمــام شــب گريــه کنــي بــدون ايــنکه بــدوني چــرا
دلت بخواد تا صــبح بيــدار بمــوني ولي بدوني به جايــي نمي رســي
تا حــالا شده رفتــنشو تمــاشــا کني ولي نخــواي بـِـره
بعــد آروم تــو دلــت بگــي دوســـت دارم امــا نخــواي بــدونه
تا حــالا شــــده . . .؟؟؟

مركز اس ام اس وجملات عاشقانه در ايران

[ سه شنبه 19 ارديبهشت 1391برچسب:سري69, ] [ ] [ پسري از جنس احساس ]

 

خـدايـا ...
لـَب دادي هـمـراه بـا لـبـخنــد!
پــس چــرا دوسـت نــداري مــن بخـنــدم ...
نــَکُـنــه دلــَت رو زَدم ؟



خــــــدايا...
انصافـت کجاست؟؟
يعني بين اين همه آدم
او را خواستن
توقع زياديست؟؟؟



عـاشق ترين مَـرد آدم بود
که بـهشت را
به لبخند حـوا فروخــت!
تو براي لبخند من
چه چيز را مي فروشي؟؟؟



گفت: دوست دارم هرجا رو گشتم بهتر از تو نديدم.....
گفتم: خوب گشتي !!!
گفت:آره خيلي خوب گشتم...
گفتم:اگه دوستم داشتي هيچوقت نمي گشتي....
ديگه حتي نميخوام ريختتو ببينم....



ميخــــــواهم عوض شوم!
چرا بايـــــد دلتنگ آغوشت باشم؟
ميخـــــــواهم تو دلتـــــنگ آغوشَـــم باشــــي!
ميخـــواهم آن سيــــبِ قرمزِ بالـــاي درخــــــت باشـــــَم
در دورتـــــرين نُـــقطه
دقت کن!!!
رسيدن بــــه مَــــن آسان نيـــــست
اگر هِـــمـَتـَش را نـَـــداري
آسيــبي به درخت نـــزن
بــــه همان سيـــب هاي کِرم خورده ي روي زمــــين قانـــــــــع بــاش



يکـــي از اشتبـاهـات زنـدگيـم آدم حسـابــ کــردن اونـــايي بــود کـــه
آدم نبــودن !!
هـنـوز هـم نشــدن...
بـعــدا هـــم نميــشن!



کوچه راديدي به وقت شب چه تنها ميشود؟
بي تو از آن کوچه هم تنهاترم...



همش حواسم پرت توست
، چه كردي بامن

كه در تمام زندگيم رد توست....



کُـمکم نکن ...
مي خواهم تنهـايي برسم به اوجِ ِ تنهـايي .!



حــــس خوبـــــي نيست
در رويــــاي کسي گـــــم شوي
کــــــه
فکــــر تـــــو
حتــــي
در خوابــــــش هم نميگنجـــــــد ... !



هر وقت عشقــــت را سبــــک سنگيـــــن کردم ...
غمـــش سنگيـــــن شد
و
مــــن سبـــــک ... !
خـــوب شد اين بـــــي عدالتــــــي تمــــــام شد !



شــــب طـــولانـــي
مــــن كنـــار شـــومينـــه
فــــال حـــافــظ
يــــاد تـــو
صبــــح نشـــود كـــاش هيـــچ وقـــت



راه مــــي روم روي بـــرف هـــــا
اشكــــ هـــايم صـــــــورتم را داغ مـــــي كنـــــد
خـــــوبي بــــرف ايــــن اســـت كـــــه
هــــــــركـــــس چـــهره ي ســـــرخ مــــرا ببـــيند
مـــي گـــويد :
هـــــوا بيـــرون خيـــــلي ســــــــرد بود؟؟



هنــوز بچگـانـه نقـاشــي مـي کشـم
آدمـک هـاي مــن گـردن هــاي بــاريـک
دستـانـي خـالـي
دهــــانـــي بستـــه دارنـــد
يکــروز تصميـــم مــــي گيــــرم
نقـــاش بــزرگــي شــــوم
چــوپــانـــي مـــي کشــم کـــــه
بــــوي گــــــرگ مـــي دهـــــد



نشستــه ايــم و بــا هــم نقطــه بـازي ميکنيــم
خــودم و دلــــم را ميگـــويـــم!
زبـــان نفهـم نمـي فهمـد قـــــواعـــد بــــازي را!
تمــــام خـــــانــه هــــا را بـــا اســـم تـــو پــر ميکنـــد



بــــوي آغــــوش نـــــه
امــــا سنگينــــي اسمــــت را
خيلـــــي وقــــــت اســــــت
زيــــــر نگــــاه ديگـــران
حمـــــــل مــــي کنـــــم
چـــــه فضــــاحتــــي!
بــــي هيــــچ هـــــم آغـــوشـــي
بــــاردار شـــــده ام:
جنينـــــي آرام
بــــه نـــــام
" تنهــــايــــي "



دست به ســر مي کنم ثانيـــه ها را؛
دلـــم...
يک اتفاق ناخوانده مي خواهــــد...!
کاش آن اتفاق تو باشي...



از ايــن به بعــد مــي خنــدم
به آرزوهايــَــت
همان گـــونه که تـــو
به پـــاک تريـــن آرزويـَـــم
کـــه ماندنــَـــت بــود
... خــنديــدي !
و ساده....پشتت را کردي و رفتي..
به من گفتي...شاد باش و
زندگي کن.......!!!



فقط يک پيک از شراب نگاهت خوردم....
چند ساله بودند اين چشمانت؟؟؟
عمري گذشت
و هنوز وقتي به تو فکر مي کنم تلو تلو مي خورم



ببيــن ، هيچــي نگــــو ...
فقـــط يـــه دقيقـــه بيـــا بشيــــن اينجــــا ، کنـــــارم ...
دلتنگــــــم ؛
هميـــــن ...



نـمـي دانـم
آلـزايـمـر بـودي يـا عـشــق !!!
از روزي كه مُـبـتـلايَـت شُـدم
خـود را از يـاد بُـردم .



يادمه هميشه ميگفت:سرتو بزار رو شونم،
حس کنم پشتم کسي هست ديگه تنها نمي مونم،
امشب از خدا مي پرسم،که چرا ازم بريده؟
! ميدونم بدم وليکن اون ازم بدي نديده
اي خــدا،ميخوام بدونم، هنوزم دلنگرونه؟
هنوزم براش مهمم؟گــرچــه پـيشــم نميمونـه . . ،



بـــــه تو کـــه فِکر ميکنم
بــــه حِماقَتِ خودم لبخند ميزنم ..
سياه لَشگَري
بودم دَر عِشقِ تو
و فِکر ميکردَم
بازيگر نَقشِِ اَولــــم



مَن اگر مي خَندم تنهـــا به اجبار عکاس استـ (!)
وگرنه بي تو . . .
منَ کجا ؟
خَنده کجا ؟ . .



به سلامتي اونايي که
غصه هاشون رو با خودشون قسمت ميکنن
و شادي هاشون رو با بقيه . . .



پيشاني اَم را بِبين
چيزيـــ نميبيني ؟!!!
مثلاً ...
خَطي ... زخمي... بَداقبالي...
چيزي که بتوان تَمام اين دردها را
به آن نِسبَت داد...!!!



ضبط مي کنــم تمــام حــرف هــايــت را
نـه بــراي روزهاي بي تـو بـودن
صدايتـــ انقدر آرامــم ميکـند
کــه يـادم ميـرود بايـد نفس بکشــم !!!



خيلـي وقـتـها ميگوييم « عـَزيـز ِ‌دلــَم » . . .
گاهـي اَز روي ِ ‌اَدب ،
گاهـي اَز سر ِ‌ ناچاري . . .
گاهـي اَز عَصبانيت ،
گاهـي هَم جزوه واژگان ِ‌ روزمـَره يمان شُده ست . . .
اَمـّـا . . .
از سَر ِ ‌هـــر چــه باشد !
تنهـا كسـي كـه عـَـزيـز ِ‌دل اَست ،‌
تويـي . . .
عــزيــزكــم . . .

مركز اس ام اس وجملات عاشقانه در ايران

[ یک شنبه 17 ارديبهشت 1391برچسب:سري68, ] [ ] [ پسري از جنس احساس ]
About

با سلام. به وبلاگ من خوش آمدید،امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار بگیرد. نظر یادتون نره.با تشکر. پسري از جنس احساس
Blog Custom

آمار وبلاگ:  

بازدید امروز : 782
بازدید دیروز : 779
بازدید هفته : 2786
بازدید ماه : 14565
بازدید کل : 42445
تعداد مطالب : 85
تعداد نظرات : 777
تعداد آنلاین : 20

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 11 صفحه بعد